نبايد خوب بود

آدم که یه مدتی تنها باشه ، اونم تو یه شهر درب و داغونی مثل اراک ، فقط به بهانه دانشگاه رفتن و درس خوندن ، خیلی چیزا رو یاد می گیره . گرچه این چیزا می تونن تو زندگی آینده بدردش بخورن ، اما خوب این تجربه های ارزنده رو مسلما به قیمت از دست دادن خیلی چیزا بدست میاره .

این چیزایی که می نویسم اصلا دلیلش تنهایی و غربت نیست اینا حاصل بدی ها و ناملایماتی هستند که اینجا و توی این شهر برام پیش اومده . ممنونم که تحمل می کنید و می خونید و اگر دوست داشتین نظرتون رو برای می نویسین .

"زمان به من آموخت که دست دادن مانع رفاقت نیست ، بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن

ضمانت تنها شدن نیست."

انسانهایی به ظاهر خوب و مهربان اما باطنی فریب کار.

انسانهایی که به هر حال به تو خنجر خواهند زد چه از پشت،چه از جلو، به هر حال خواهند زد.

به قول برادرم که می گوید:
نیش عقرب نه از ره کین است    اقتضای طبیعتش این است

خوبی را با بدی جواب خواهند داد و بدی را جوابی نیست. پس آنکه در حق ایشان بدی کند موفق خواهد بود،چون جواب نخواهد گرفت وبی شک اوست که موفق است چون ایشان به سان چهار پایی هستند که شخص بد بر آنها سوار  خواهد شد.

اما به راستی سهم من چیست؟آیا پاداش خوبی این چنین است؟
من خوبی کردم و بدی دیدم در حق این جماعت گربه سان.

به راستی چرا این گونه اند؟با من چرا؟
امروز فراموش کار است و دیروز گواه، که من چه کردم و چه دیدم و چه کردند و چه کردند؟!

''موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشانی نیست.موطن آدمی تنها در قلب کسانی است که دوستش دارند." 

                                                                    اراک       ۰۲:۱۵ بامداد     ۱۸/۱۱/۱۳۸۵ 

عقیل اکبرزاده                

/ 0 نظر / 6 بازدید